نداشته هــایم را انکار می کنــم
داشته هــایم را حساب
بی کســی دارم دو هکتار ..ســـه فرسنگ دور تر از آغوش هــای متمدن
خودم را در آغوش می کشــم
درست شبیه مترسکـــی که ایستاده است  کل زندگــی را یک پا
بی آنکه از کلاغ هــا انتظار هم دردی داشته باشـــد