0887
چــطوری دلنـــوشته ؟؟
خیلی وقته بهت جون دادمو باهاتــــ حرف میزنم ...
دوباره اومدم مستــقیم رو بروی خودت ، با خودت حرفــــ بزنم ...
ادما اونایی که نگاهشون شبیه بقیه نیستو دیــونه میخونن، دلگیــری میدونم اما به منم میــگن ...
میدونم دلگیری از دردام ، میــدونم دلت تنگـــ شده واسه نگاه های مخاطب خاصم ...
سرش شــلوغه ، تو مال وقتای تنهایی هستی ، اخرین انتخابی واسه دیدن ...
تو که ادمارو بــهتر از من میشناسی ...
کاش میــتونسم مثل تو ، این همه حرفو تـــو دلم نگه دارم ...
صفحه های تـــو رو میخوامو ، نـگاه های خودتو "دلنـــــوشته مـــن" ...
خیلی وقته بهت جون دادمو باهاتــــ حرف میزنم ...
دوباره اومدم مستــقیم رو بروی خودت ، با خودت حرفــــ بزنم ...
ادما اونایی که نگاهشون شبیه بقیه نیستو دیــونه میخونن، دلگیــری میدونم اما به منم میــگن ...
میدونم دلگیری از دردام ، میــدونم دلت تنگـــ شده واسه نگاه های مخاطب خاصم ...
سرش شــلوغه ، تو مال وقتای تنهایی هستی ، اخرین انتخابی واسه دیدن ...
تو که ادمارو بــهتر از من میشناسی ...
کاش میــتونسم مثل تو ، این همه حرفو تـــو دلم نگه دارم ...
صفحه های تـــو رو میخوامو ، نـگاه های خودتو "دلنـــــوشته مـــن" ...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 8:36 توسط Amir
|



